پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۴:۲۳ ۲ بازديد
این مرد مدتها سریع و بیقید و بند عمل میکرد. از اوایل ماه مه ۱۷۹۷، ترنر با سوءظن دیده طلسم میشد. اسناد کسلری حاوی مجموعهای از نامههای رهگیری شده است که توسط راینهارد، وزیر فرانسه در هامبورگ، به د لا کروا، رئیس وزارت امور طلسم خارجه پاریس، که تون اغلب با محبت از او صحبت میکند، ارسال شده است.[140] همانطور که قبلاً گفته شد، در این نامهها از درگز شهر دعا ترنر با نام فرنز یاد شده است، که از اسناد کسلری متوجه میشویم که نام مستعار ترنر بوده است.[141] او به خاطر غیرت و میهنپرستیاش طلسم مورد ستایش قرار میگیرد؛ اما در یکی از نامهها، راینهارد با تردیدی دردناک دست و پنجه نرم میکند.
این سوءظن آنقدر تاریک است که او حتی دوست ندارد نام طلسم نویس فرنز را بنویسد، اما برای تطبیق با حروف تشکیلدهندهی آن، نقطههایی را علامتگذاری میکند و هیچ نامی برای دِ لا کروا شناختهشدهتر از او جادو و طلسمات نبود. سرانجام راینهارد سعی میکند این فکر را به عنوان یک سوءظن بیارزش از ذهنش دور کند؛ و نامهی بعدی او، ترنر را با اعتبار کامل به مقامش فریمان شهر دعا بازمیگرداند. نامهای که ابراز تردید میکند، تاریخ ۳۱ مه را دارد، اما در اسناد کسلری به طرز گیجکنندهای به سال ۱۷۹۸ نسبت داده شده است. با این حال، اشاره آن به هوچ نشان میدهد که در طول سال قبل نوشته شده است - مرگ او در ۱۵ سپتامبر ۱۷۹۷ رخ داده است.
[صفحه ۵۳] حتماً [راینهارد به دِ لا کروا بهترین دعانویس شهر مینویسد] ماجرای دستگیری دو کمیته بهترین دعانویس شهر از ایرلندیهای متحد در بلفاست و انتشار اسناد توقیفشده توسط کمیته مخفی پارلمان ایرلند را شنیدهاید. نظرآباد شهر دعا در میان این اوراق، نامهای از کمیته ایالتی وجود دارد که به کمیتههای بلفاست اطلاع میدهد که کمیته اجرایی به دلیل رفتار نامناسب خود، انحلال آن را صلاح دانسته و دو سوم اعضای سابق را طلسم نویس حفظ کرده است. این نامه در طلسم نویس لندن در روزنامه ترو بریتون ، یک روزنامه دولتی، چاپ شده است. بسیار قابل توجه است که جادو و طلسمات ...... هرگز نباید این شرایط را برای من ذکر میکرد.
با فرض، که بسیار محتمل است، که این سازماندهی مجدد هیئت اجرایی قبل از عزیمت ...... [از ایرلند] انجام شده باشد، طبیعی است که فرض کنیم ...... خود را در میان اعضای محروم شده مییابد . نظری که من در مورد او ...... [راینهارد با کلماتی شایسته یک دیپلمات واقعی اضافه میکند] دارم این است که او طلسم مردی متکبر و خشن است، بدون اینکه به همین دلیل به ریا و فریب شاهین شهر شهر دعا روی آورد. بنابراین، برای انتقام گرفتن از هموطنانش، ممکن است آرمان خود را به آقای پیت خیانت کرده باشد. [راینهارد ادامه میدهد که] نامههای لرد ادوارد فیتزجرالد گواهی میداد که این مردی که به طلسم نویس ملاقات من آمده، همان شخصی است که لیدی فیتزجرالد هنگام ورودش به نزد من فرستاده است.[143] ظاهراً نیازی به اشاره نیست که این
باید همان «شخصی» باشد بهترین دعانویس شهر که آقای فرود او را اینگونه توصیف میکند: «توسط لیدی ادوارد طلسم فیتزجرالد معرفی شده و در هامبورگ مورد توجه راینهارد قرار گرفته است؛ و تقریباً شکی نیست که مردی که طلسم نویس بدین ترتیب مورد توجه قرار گرفته، دعا همان کسی است که با همسرش بدهکار شده است.» [صفحه ۵۴]دوستان، خود را در اوایل سال ۱۷۹۶ به پلهام خطاب کرد. نامه محرمانه او به پلهام به زودی دیده خواهد شد. در همین حال، همان غرور حساس و همان روحیه انتقامجویانه که زمانی جریحهدار مشگین شهر شهر دعا شده بود، در جزئیاتی که سال آینده برای لرد داونشایر فاش شد، قابل ردیابی است.
با توجه به شخصیت لغزنده و عجول این مرد، نمیتوانم شک کنم که قبل از مأموریتش به لندن در اکتبر ۱۷۹۷، به منظور انجام معامله نهایی با پیت، با قلعه دوبلین عشوهگری کرده بود. لوینز و ترنر فرستادگان رقیب بودند - لوینز نمایندهی فهرست لینستر بود؛ ترنر ادعا میکرد که از طرف اولستر صحبت میکند. راینهارد در سال ۱۷۹۷ به دِ لا کروا در مورد لوینز، که بالاتر از هرگونه سوءظن است، مینویسد: - «من فکر میکنم ل... ناتوان از خیانت، اما قادر به بیاحتیاطی است. دعا من نباید در مورد دیگری اینگونه پاسخ دهم . آنچه که در تأیید فرضیهی من بیشتر به نظر میرسد این است که آقای ل.
قبل از عزیمتش، این نکته را بسیار مهم دانست که آیا فرستادهی دیگری از ایرلند وجود دارد که خود را به من معرفی کند یا خیر، و اینکه از جادو و طلسمات من التماس کرد که به جز او به کس دیگری اعتماد نکنم.
این سوءظن آنقدر تاریک است که او حتی دوست ندارد نام طلسم نویس فرنز را بنویسد، اما برای تطبیق با حروف تشکیلدهندهی آن، نقطههایی را علامتگذاری میکند و هیچ نامی برای دِ لا کروا شناختهشدهتر از او جادو و طلسمات نبود. سرانجام راینهارد سعی میکند این فکر را به عنوان یک سوءظن بیارزش از ذهنش دور کند؛ و نامهی بعدی او، ترنر را با اعتبار کامل به مقامش فریمان شهر دعا بازمیگرداند. نامهای که ابراز تردید میکند، تاریخ ۳۱ مه را دارد، اما در اسناد کسلری به طرز گیجکنندهای به سال ۱۷۹۸ نسبت داده شده است. با این حال، اشاره آن به هوچ نشان میدهد که در طول سال قبل نوشته شده است - مرگ او در ۱۵ سپتامبر ۱۷۹۷ رخ داده است.
[صفحه ۵۳] حتماً [راینهارد به دِ لا کروا بهترین دعانویس شهر مینویسد] ماجرای دستگیری دو کمیته بهترین دعانویس شهر از ایرلندیهای متحد در بلفاست و انتشار اسناد توقیفشده توسط کمیته مخفی پارلمان ایرلند را شنیدهاید. نظرآباد شهر دعا در میان این اوراق، نامهای از کمیته ایالتی وجود دارد که به کمیتههای بلفاست اطلاع میدهد که کمیته اجرایی به دلیل رفتار نامناسب خود، انحلال آن را صلاح دانسته و دو سوم اعضای سابق را طلسم نویس حفظ کرده است. این نامه در طلسم نویس لندن در روزنامه ترو بریتون ، یک روزنامه دولتی، چاپ شده است. بسیار قابل توجه است که جادو و طلسمات ...... هرگز نباید این شرایط را برای من ذکر میکرد.
با فرض، که بسیار محتمل است، که این سازماندهی مجدد هیئت اجرایی قبل از عزیمت ...... [از ایرلند] انجام شده باشد، طبیعی است که فرض کنیم ...... خود را در میان اعضای محروم شده مییابد . نظری که من در مورد او ...... [راینهارد با کلماتی شایسته یک دیپلمات واقعی اضافه میکند] دارم این است که او طلسم مردی متکبر و خشن است، بدون اینکه به همین دلیل به ریا و فریب شاهین شهر شهر دعا روی آورد. بنابراین، برای انتقام گرفتن از هموطنانش، ممکن است آرمان خود را به آقای پیت خیانت کرده باشد. [راینهارد ادامه میدهد که] نامههای لرد ادوارد فیتزجرالد گواهی میداد که این مردی که به طلسم نویس ملاقات من آمده، همان شخصی است که لیدی فیتزجرالد هنگام ورودش به نزد من فرستاده است.[143] ظاهراً نیازی به اشاره نیست که این
باید همان «شخصی» باشد بهترین دعانویس شهر که آقای فرود او را اینگونه توصیف میکند: «توسط لیدی ادوارد طلسم فیتزجرالد معرفی شده و در هامبورگ مورد توجه راینهارد قرار گرفته است؛ و تقریباً شکی نیست که مردی که طلسم نویس بدین ترتیب مورد توجه قرار گرفته، دعا همان کسی است که با همسرش بدهکار شده است.» [صفحه ۵۴]دوستان، خود را در اوایل سال ۱۷۹۶ به پلهام خطاب کرد. نامه محرمانه او به پلهام به زودی دیده خواهد شد. در همین حال، همان غرور حساس و همان روحیه انتقامجویانه که زمانی جریحهدار مشگین شهر شهر دعا شده بود، در جزئیاتی که سال آینده برای لرد داونشایر فاش شد، قابل ردیابی است.
با توجه به شخصیت لغزنده و عجول این مرد، نمیتوانم شک کنم که قبل از مأموریتش به لندن در اکتبر ۱۷۹۷، به منظور انجام معامله نهایی با پیت، با قلعه دوبلین عشوهگری کرده بود. لوینز و ترنر فرستادگان رقیب بودند - لوینز نمایندهی فهرست لینستر بود؛ ترنر ادعا میکرد که از طرف اولستر صحبت میکند. راینهارد در سال ۱۷۹۷ به دِ لا کروا در مورد لوینز، که بالاتر از هرگونه سوءظن است، مینویسد: - «من فکر میکنم ل... ناتوان از خیانت، اما قادر به بیاحتیاطی است. دعا من نباید در مورد دیگری اینگونه پاسخ دهم . آنچه که در تأیید فرضیهی من بیشتر به نظر میرسد این است که آقای ل.
قبل از عزیمتش، این نکته را بسیار مهم دانست که آیا فرستادهی دیگری از ایرلند وجود دارد که خود را به من معرفی کند یا خیر، و اینکه از جادو و طلسمات من التماس کرد که به جز او به کس دیگری اعتماد نکنم.
کمال شهر شهر دعا