یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ | ۲۲:۲۰ ۶ بازديد
که برای این کار بیش از هر چیز دیگری که به بهترین دعانویس شهر او میدهم ارزش قائل است. یادآوری این مطالب و اضافه کردن مطالب جدید در فواصل زمانی مختلف، منبع بزرگترین لذت بوده است. ۲۰. با استفاده از تصاویر گرافیکی به بهترین دعانویس شهر دانشآموزان کمک کنید تا حقایق را بهتر درک کنند. دانشآموزان هیچ تصوری از یک میلیارد ندارند. وقتی کردستان شهر دعا در کتاب جغرافیا میخوانیم که ایالات متحده چند سال پیش دو و نیم میلیارد بوشل ذرت برداشت کرده است، هیچ تأثیری بر ذهن نمیگذارد. از دانشآموزان بخواهید محاسبه جادو و طلسمات کنند که حمل آن توسط یک دسته واگن چقدر طول میکشد، با احتساب بیست بوشل برای بار و بیست فوت فضای لازم برای طلسم واگن و گروه.
این دسته واگن چند بار دور زمین در خط استوا میچرخند؟ نتیجه ممکن است شما را شگفتزده کند، مگر اینکه خودتان آن را محاسبه کرده باشید، و مطمئنم که دانشآموزانتان را شگفتزده خواهد کرد. حداقل به آنها کمک میکند تا کمی درک کنند که۶۲عظمت محصول ذرت. پس تکلیف این جادو و طلسمات همه ذرت چه میشود؟ واقعیت دیگری که میتوان به صورت گرافیکی نشان داد این است که از کلاس بخواهید محاسبه کند که سال گذشته چند تُن آب روی ساختمان مدرسه باریده است. میتوانید میانگین بارندگی ایالت یا قم شهر دعا منطقه خود را پیدا کنید. یک فوت مکعب آب حدود ۶۲ و ۱ تا ۲ پوند وزن دارد.
سپس تعداد تُنها را محاسبه کنید. قبل از اینکه مقدار را به آنها بگویید، از مراجعین خود بخواهید که آن را محاسبه کنند، وگرنه ممکن است به صداقت شما یا سلامت عقل شما شک کنند. دهها موضوع از این دست ممکن است مورد استفاده قرار گیرد و جالبترین تمرینهای آغازین را ایجاد کند. ۶۳ فصل هشتم. روح معلم. هر چه بیشتر نیروهایی را که در کنار هم یک مدرسه یاسوج شهر دعا موفق را میسازند مطالعه طلسم دعا کنیم، بیشتر متوجه میشویم که معلم عامل بسیار مهمی است. ساختمانها، محوطه، مبلمان، دستگاهها، کتابها، همه جادو و طلسمات اینها مهم هستند - و تجهیزات مادی یک مدرسه تفاوت زیادی ایجاد میکند - اما فراتر از اینها و بسیار مهمتر از اینها، روح معلم است.
از تماس ذهن با ذهن، عقلی تیزبین رشد میکند. مارک هاپکینز در یک سر یک کنده و گارفیلد در سر دیگر، گارفیلد گفت، اینها یک دانشگاه را میسازند. معلمی که روحش با کار خود شعلهور است، دانشآموزی که مایل بهترین دعانویس شهر به یادگیری است، اینها ملزومات یک مدرسه خوب هستند. معلمی که قلبش در کار است، کسی که شأن و اهمیت تدریس را درک رشت شهر دعا میکند، کسی که نه تنها موضوع مورد تدریس و قوانین رشد ذهنی را میداند، بلکه آن درایت و ارزش ذاتی و جذابیت شخصی را دارد که جوانان را به سمت خود جذب میکند، چنین معلمی گوهری بیقیمت است.
چنین معلمی از هرج و مرج نظم میآورد. دانشآموزان جذابیت حضور او را احساس میکنند. او وارد زندگی آنها میشود، آنها را به سوی چیزهای والاتر سوق میدهد و راه را برایشان هموار میکند. این روح معلم است که بر مدرسه حکومت میکند. در یک کلاس بینظمی، روح تنبلی و گاهی اوقات سرکشی، بیخیالی و تحقیر نسبت به هر آنچه که در زندگی مدرسه لاهیجان شهر دعا پاک و خوب جادو و طلسمات و شریف است - کاغذهای لق، میزهای خراب، دستههای کاغذ، دیوارهای خطدار - موج میزند. شما نشانههای آن را میشناسید. معلم در میان دوستان طلسم نویس شخصی و آشنایان صمیمیاش همیشه با تحقیر از دانشآموزان صحبت طلسم نویس میکند،۶۴او آنها را «بچههای بدجنس»، «بچههای کوچک نفرتانگیز»، «بچههای لوس و نفرتانگیز» و غیره مینامد.
او مشتاق دعا دریافت حقوق ماهانه و پایان ترم است. او به نوبت و پشت سر هم سرزنش میکند، اذیت میکند، تنبیه میکند، تهدید میکند، رشوه میدهد و تطمیع میکند، و سپس ابراز تعجب میکند که دانشآموزان کلاسش علاقه کمی به کار خود دارند و اینقدر «بیرحم» هستند. او فاقد وقار و جدیت طبیعی است و از خود میپرسد که چرا شاگردانش سبکسر هستند. او هیچ برنامه روزانهای برای درسها ندارد و نمیتواند بفهمد که چرا بچهها درس نمیخوانند. او در صحبت کردن در مورد دختران زیبایش بسیار گیجکننده است و از خود میپرسد که چرا دختران مدرسه آنقدر بیادب هستند که در مورد «رفقای» خود صحبت میکنند.
این دسته واگن چند بار دور زمین در خط استوا میچرخند؟ نتیجه ممکن است شما را شگفتزده کند، مگر اینکه خودتان آن را محاسبه کرده باشید، و مطمئنم که دانشآموزانتان را شگفتزده خواهد کرد. حداقل به آنها کمک میکند تا کمی درک کنند که۶۲عظمت محصول ذرت. پس تکلیف این جادو و طلسمات همه ذرت چه میشود؟ واقعیت دیگری که میتوان به صورت گرافیکی نشان داد این است که از کلاس بخواهید محاسبه کند که سال گذشته چند تُن آب روی ساختمان مدرسه باریده است. میتوانید میانگین بارندگی ایالت یا قم شهر دعا منطقه خود را پیدا کنید. یک فوت مکعب آب حدود ۶۲ و ۱ تا ۲ پوند وزن دارد.
سپس تعداد تُنها را محاسبه کنید. قبل از اینکه مقدار را به آنها بگویید، از مراجعین خود بخواهید که آن را محاسبه کنند، وگرنه ممکن است به صداقت شما یا سلامت عقل شما شک کنند. دهها موضوع از این دست ممکن است مورد استفاده قرار گیرد و جالبترین تمرینهای آغازین را ایجاد کند. ۶۳ فصل هشتم. روح معلم. هر چه بیشتر نیروهایی را که در کنار هم یک مدرسه یاسوج شهر دعا موفق را میسازند مطالعه طلسم دعا کنیم، بیشتر متوجه میشویم که معلم عامل بسیار مهمی است. ساختمانها، محوطه، مبلمان، دستگاهها، کتابها، همه جادو و طلسمات اینها مهم هستند - و تجهیزات مادی یک مدرسه تفاوت زیادی ایجاد میکند - اما فراتر از اینها و بسیار مهمتر از اینها، روح معلم است.
از تماس ذهن با ذهن، عقلی تیزبین رشد میکند. مارک هاپکینز در یک سر یک کنده و گارفیلد در سر دیگر، گارفیلد گفت، اینها یک دانشگاه را میسازند. معلمی که روحش با کار خود شعلهور است، دانشآموزی که مایل بهترین دعانویس شهر به یادگیری است، اینها ملزومات یک مدرسه خوب هستند. معلمی که قلبش در کار است، کسی که شأن و اهمیت تدریس را درک رشت شهر دعا میکند، کسی که نه تنها موضوع مورد تدریس و قوانین رشد ذهنی را میداند، بلکه آن درایت و ارزش ذاتی و جذابیت شخصی را دارد که جوانان را به سمت خود جذب میکند، چنین معلمی گوهری بیقیمت است.
چنین معلمی از هرج و مرج نظم میآورد. دانشآموزان جذابیت حضور او را احساس میکنند. او وارد زندگی آنها میشود، آنها را به سوی چیزهای والاتر سوق میدهد و راه را برایشان هموار میکند. این روح معلم است که بر مدرسه حکومت میکند. در یک کلاس بینظمی، روح تنبلی و گاهی اوقات سرکشی، بیخیالی و تحقیر نسبت به هر آنچه که در زندگی مدرسه لاهیجان شهر دعا پاک و خوب جادو و طلسمات و شریف است - کاغذهای لق، میزهای خراب، دستههای کاغذ، دیوارهای خطدار - موج میزند. شما نشانههای آن را میشناسید. معلم در میان دوستان طلسم نویس شخصی و آشنایان صمیمیاش همیشه با تحقیر از دانشآموزان صحبت طلسم نویس میکند،۶۴او آنها را «بچههای بدجنس»، «بچههای کوچک نفرتانگیز»، «بچههای لوس و نفرتانگیز» و غیره مینامد.
او مشتاق دعا دریافت حقوق ماهانه و پایان ترم است. او به نوبت و پشت سر هم سرزنش میکند، اذیت میکند، تنبیه میکند، تهدید میکند، رشوه میدهد و تطمیع میکند، و سپس ابراز تعجب میکند که دانشآموزان کلاسش علاقه کمی به کار خود دارند و اینقدر «بیرحم» هستند. او فاقد وقار و جدیت طبیعی است و از خود میپرسد که چرا شاگردانش سبکسر هستند. او هیچ برنامه روزانهای برای درسها ندارد و نمیتواند بفهمد که چرا بچهها درس نمیخوانند. او در صحبت کردن در مورد دختران زیبایش بسیار گیجکننده است و از خود میپرسد که چرا دختران مدرسه آنقدر بیادب هستند که در مورد «رفقای» خود صحبت میکنند.
کمال شهر شهر دعا