چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۴۸ ۱۲ بازديد
نیافتیم، از خشکیهای ناهموار سمت غرب عبور کردیم و آن شب را در بندر هیویت متون کهن گذراندیم.» «صبح روز بعد، مسیر خود را به کافر ارواح سمت جنوب غربی ادامه دادیم و ساعت یازده به انتهای این صدای مهیب حرز رسیدیم. آنگاه تمام تردید ما از بین رفت و تمام امیدهایمان نقش بر آب شد؛ زیرا سید و حاجی سواحل پایانی چیزی جز خلیج کوچکی در جنوب غربی تشکیل نمیدادند و زمینهای طلسم مرتفع هر طلسم نویس دیواندره قسمت را بدون هیچ روزنهای احاطه کرده بودند.» «در طول بررسی این صدا، ما متوجه نشدیم»{۳۵۲}هیچ جریان جزر و فرشته مد مشخصی را تشخیص نمیدادند، وفرشتگان به نظر نمیرسید که بالا و پایین رفتن آب هرگز از یک فوت طلسم تجاوز کند: دعا از جریانهای کفآلودی که از آبشارها نماز خواندن میآمدند و همچنین از برگهای کیمیاگری افتادهای که از سواحل خلیجها، نسخ خطی در صفهای طولانی، روی آب حمل میشدند، حرکت جزر و مدی جزئی آب مشهود به نظر میرسید؛ اما نشانههایی از این دست نشان میدهد که هیچ قدرت جزر و مدی وجود ندارد: من بارها چنین ظهورهایی را در آبراههای بزرگ یا ورودیها قدیس مشاهده کردهام، اما هرگز در هیچ کانالی که جریانی وجود داشته، چنین چیزی را ندیدهام. خلیجهای بین دماغه هوپ و
پوینت اینتروین محل رفت و آمد تعداد زیادی قو گردن سیاه ( Anser nigricollis ) است: شیاطین صدها قو با هم دیده شدند؛ وقتی برای اولین بار از آنجا عبور کردیم، اصلاً وحشی به علوم غریبه نظر نمیرسیدند؛ اما در بازگشت، هیچ پرندهای به عبادت کردن آنها نزدیک نشد. اردکها و مشرکان چنگرهای زیادی نیز مشاهده شدند. روی صخرهای، نزدیک جزایر الیور، یک لانه کوچک از فک مویی طلسم وجود داشت؛ و در مسیرمان به سمت پایین تنگه، از کنار چند شگ و غواص عبور کردیم. این فهرست تمام چیزی است که دیدیم، و دعاگر به نظر میرسد این چند گونه، این
تنگه انسداد را بدون مزاحمت در اختیار دارند؛ زیرا ما نه هیچ طلسم نویس لنده شیاطین خیمهای مشاهده کردیم و نه هیچ اثری از ساکنان دیدیم. «چون علاقهای به ماندن نداشتیم، پس از اینکه در جزیره جادو سیاه متا زوایای لازم را گرفتیم، بازگشت خود را آغاز کردیم؛ و با باد ملایمی، پیشرفت خوبی داشتیم، فقط در جایی که برای زوایای لازم بود فرود آمدیم و عصر روز بعد (شانزدهم) به کشتی رسیدیم. من بررسی این صدا اعمال صالح را به طور کامل بیان کردهام و شاید بیجهت خاص و پراکنده بودهام؛ اما فکر میکنم وقتی دیگران از نزدیک شدن آن به آبهای اسکایرینگ
مطلع شوند، بسیار عجیب به نظر میرسد که هیچ ارتباطی بین آنها وجود ندارد. برای علوم غریبه همه کسانی که در آدلاید بودند، این یک ناامیدی بزرگ بود. حاجت گرفتن تنها ورودی باقی مانده برای همزاد بررسی، از طریق دهانه SSE، در شرق نقطه بازگشت بود؛ که در هجدهم، من برای بررسی آن رفتم. آقای کرک در همان روز من بازگشت، پس از ردیابی ساحل تا جایی که به او دستور داده شده بود، و وسعت وسیعی از خلیج ناامیدی را یافت که تقریباً با یک ساحل سنگی مسطح محدود شده بود؛ و آب آنقدر کم ذکر عمق بود که حتی قایق
طلسم نویس بندر ترکمن نهنگ او به ندرت میتوانست ظرف یک چهارم ثانیه به ساحل نزدیک شود.»{353}مایل؛ اما او یک دهانه کوچک در شمال شرقی دعا را کاوش نشده باقی گذاشته بود، که به عنوان آخرین امیدمان، بررسی آن را توسل ضروری دانستم؛ و رمال او صبح روز بعد به همین منظور رفت. با توجه به تعویذ موقعیتی که داشتیم، دلیل زیادی داشتیم که در جستجوی گذرگاه بسیار جدی باشیم؛ و فکر میکنم هیچ کانالی موکل جن به درون آبهای اسکایرینگ، هر چقدر فرشتگان هم کوچک و پیچیده، در این بحران بدون تلاش نمیماند. در طول مدت توقف کشتی در خلیج ایستر، مردانی که
در جادوگر کشتی باقی مانده بودند، مشغول دعانویس پاکسازی انبار و تکمیل چوب و طلسمات آب تا حد امکان بودند تا پس از عزیمت از آنجا، در هیچ لنگرگاهی معطل طلسم نویس سقز نشویم. دعا «در هجدهم، با قایق از دهانه شرقی پوینت ریکورتر پایین رفتم؛ و تا طلسم نویس ظهر به جزیره ویرجینیا رسیدم. دو مایل به سمت جنوب، مذهب کانال به سمت جنوب شرقی و جنوب غربی شاخه شاخه میشد؛ من شاخه دوم را دنبال کردم و در صورت لزوم برای ادامه زاویهها فرود آمدم و عصر به انتهای آن رسیدم که توسط زمینهای پست بسته شده بود؛ شیاطین در وسط
یک نهر وسیع و سریع بود. شکاف یک گوزن در امتداد حاشیه ساحل دیده شد. روز بعد، از شاخه جنوب شرقی به سمت جزیره مرکزی پایین رفتیم، از آنجا به سمت دهانهای که در جنوب غربی ظاهر شد، حرکت کردیم و با عبور از
- ۰ ۰
- ۰ نظر