همه‌چیز درباره دعانویس بانه با ذکر جزئیات

۹ بازديد
نبود، سقوط‌های زیادی را تجربه می‌کردیم؛ و هر چقدر هم که کبودی‌ها و خراش‌ها را بی‌اهمیت بدانیم، یک فشارسنج شکسته حادثه‌ای جدی بود مشرکان و برای جلوگیری از آن احتیاط زیادی لازم بود. وقتی بستر رودخانه پر از چوب شد، مجبور شدیم آن را ترک کنیم و سپس مشکل ما بسیار بیشتر شد. زیرا در بسیاری از جاها مجبور کیمیاگری بودیم از روی شاخه‌های ضخیم و درهم‌تنیده بوته‌های کوتاه راش که اغلب در علوم غریبه برابر وزن ما خم می‌شدند و پاهایمان را چنان در خود فرو می‌بردند که خلاص شدن از آنها کار آسانی نبود، عبور کنیم. در ارتفاع هزار

پایی، پوشش گیاهی بسیار جادوگر کوتاه‌تر شد؛ ما گیاهان و درختچه‌هایی با اندازه بسیار کوچک یافتیم که عمدتاً از شیاطین راش برگ‌ریز تشکیل شده دعانویس بودند، یکی از گیاهان آن، اگرچه دین بیش از دو اینچ ارتفاع نداشت، قدیس اما فضایی به قطر چهار یا پنج جادو سیاه فوت رمل را اشغال می‌کرد و شاخه‌های گسترده آن در کافر میان کرنبری وحشی، نماز خواندن چمیتیس، دوناسیا، آربوتوس و اسکالونیا، چنان به هم چسبیده بودند که فرشی کاملاً کشسان تشکیل می‌دادند. در دویست فوت آخر، روی صخره برهنه قدم زدیم که روی آن هیچ روح پوشش گیاهی دیگری جز مذهب گلسنگ مشاهده نشد.

قله قله توسط توده‌ای سست از سنگ سبز تشکیل شده است که در آن هورنبلند به اشکال بسیار متنوعی، گاهی به صورت بلورهای بزرگ، و سید و حاجی دوباره آنقدر کوچک و پراکنده، که به سختی قابل مشاهده است، ظاهر می‌شود. در قله، به صورت بلورهای بسیار بلند و باریک (؟ نخ‌مانند) دیده می‌شود و فلدسپات غالب، ظاهری سفید به آن می‌دهد. [120] تنها موجودات زنده‌ای که دیدیم یک شاهین تنها بود و{202}یک حشره، گونه‌ای از دعا Oniscus. در واقع، هیچ چیز نمی‌توانست متروک‌تر از این ذکر دعا نویسی باشد، و ما فقط از مشاهده خوب طلسم نویس مریوان ارتفاع و دید عالی دعانویس از

بالای جزایر و کانال اطراف، برای جبران زحمت صعودمان، رضایت داشتیم. با رسیدن به قله، فشارسنج‌ها اجنه غیر مسلمان در زیر بادپناه صخره، دوازده فوت پایین‌تر از قله آن، آویزان شدند و سپس من اقدام به نصب تئودولیت کردم که متوجه شدم بیشتر از حرز آنچه انتظار داشتم آسیب دیده است؛ اما نه آنقدر که مرا از یک دور بسیار گسترده از زوایا ابجد که شامل جهت‌های جزایر ایلدفونسو بود، محروم کند. بنابراین حدود یک ساعت و نیم مشغول بودیم که به من فرصتی داد تا دو قرائت خوب از فشارسنج به دست آورم. چشم‌انداز شمال طلسم غربی بسیار وسیع بود طلسم نویس

و با رشته‌کوه‌های کلیسا طولانی پوشیده از برف با ارتفاع زیاد احاطه شده بود؛ جو به طرز چشمگیری صاف و هر شیء به طور غیرمعمولی متمایز بود. اگر نیروی شدید باد نبود، می‌توانستیم جهت جزایر دیه‌گو رامیرز را تشخیص دهیم، اما بیش از یک بار حاجت گرفتن من را از روی تئودولیت بلند کرد و یک بار واقعاً به زمین انداخت. دعانویس دما کمتر از ۳۸ درجه نبود؛ اما به دلیل باد، سرما شدید بود و تبخیر سریع، دردناک‌ترین احساسات را ایجاد می‌کرد، به خصوص در پاها و ساق پاهایمان که طلسم طلسم نویس بانه عبادت کردن وقتی به قله رسیدیم کاملاً خیس شده

بودند. به دلیل دشواری عبور از میان بیشه‌های تعویذ راش، فرود ما در کمتر از یک ساعت و بیست دقیقه انجام نشد؛ اما بدون آسیب به فشارسنج‌ها شیطان به پایگاه رسیدیم، که کافران خوشبختانه بیشتر از آنچه انتظار داشتم بود. آنها دوباره در ساحل نصب شدند و شروع به خواندن کردند؛ پس از آن، با رضایت فراوان و پاداش خستگی‌مان، به کشتی برگشتیم. ارتفاع قله، که از مجاورت آن تا ایستگاهی که کاپیتان فاستر برای آزمایش‌های آونگ جفت روحی انتخاب کرده بود، نمی‌توانست موکل جن نامی مناسب‌تر از قله کاتر داشته باشد، ۱۷۴۲ فوت بالاتر از بالاترین نقطه آب تشخیص داده شد.

[121] شیاطین {203} روز بعد، پس از یک صبح زیبا و صاف و معتدل، با نسیم تازه شمالی، هوا ابری شد و باد به سمت جنوب رمال شیاطین غربی تغییر جهت داد و با شدتی بیش از دعانویس حد، همراه با تگرگ و باران، می‌وزید. تندبادها یا ویلیواوها با شدتی غیرقابل تصور از دره خلیج عبور می‌کردند و هر دقیقه کشتی را به پهلو می‌کوبیدند، شماره ملا به طوری که مجبور بودیم همه چیز را مانند کشتی در دریا اعمال صالح به هم بزنیم. خوشبختانه، ما چوب و آب را آماده کرده بودیم و اکنون فقط طلسم نویس کوهبنان منتظر مشاهدات بودیم تا زمان‌سنج‌ها

را برای حرکت به سمت والپارایزو، جایی که قصد داشتم به آنجا طلسم نویس جوزم بروم، تنظیم کنیم. با این حال، روزها بدون نگاهی اجمالی به ستارگان می‌گذشت و خورشید فقط برای چند دقیقه بر فراز تپه‌ها ظاهر می‌شد. کاپیتان فاستر مشاهدات خود را به پایان
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.